جستجو

تبلیغات



روایت زنان زندانی از تجربه‌زیسته خود در زندان و پس از آزادی

    «وقتی زندان افتادم، همه چیزم رو از دست دادم؛ اعتبارم، آبروم، همکارهام، دوست‌هام و فامیل‌هام یک‌جور دیگه روی من حساب می‌کردن. با این اشتباهی که من کردم، آبروم رو از دست دادم. یک ماه اول پدرم اصلاً نیومد ملاقاتم... بدترین چیز توی زندان بی‌ملاقاتیه. دخترایی بودن که خانواده اون‌ها رو طرد کرده بود. به نظرم آدم هرچقدر هم که مجرم باشه، نباید خانواده‌ها اون‌ها رو تنها بذارن. اون‌هایی که بی‌ملاقاتی بودن، بعضی وقت‌ها از فشار زیاد خودکشی می‌کردن. یک نفر جلوی من خودش رو از بالای پله‌ها انداخت پایین، یا با شیشه خودشون رو می‌زدن. حس خودکم‌بینی، جلب توجه، عدم تحمل مشکلات، همه باعث خودکشی می‌شه...»

    این مطلب تا کنون 21 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 20 بهمن 1394
    منبع
    برچسب ها : زندان ,زنان زندانی ,روایت زنان ,
    روایت زنان زندانی از تجربه‌زیسته خود در زندان و پس از آزادی

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 11 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر